حسن مرسلوند

13

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

كنم و گمان هم نمىكنم كسى منكر اين باشد . همين سلطان احمد شاه قاجار بنده را در فارس گرفتار سه‌هزار و پانصد پليس جنوب كرد ! پس از آنكه من استعفا كردم ، بعد از بيست و هفت روز نوشت كه به تصويب جناب رئيس الوزرا ، آقا سيد ضياء الدّين ، استعفاى شما را قبول كردم و فورى به طرف تهران حركت كنيد . مقصودش اين بود كه من بيايم به تهران و مرا آقا سيد ضياء الدّين بگيرد و حبس كند ! بنده مدافع اين‌طور اشخاص نيستم . بنده مدافع اشخاصى كه براى وطن خودشان كار نمىكنند و جرأت و جسارت حفظ مملكتشان را نداشته باشند و در موقع خوب از مملكت استفاده بكنند و در موقع بد از مملكت غايب بشوند ، نيستم ! اگر دوست حقيقى و قوم خويش خودم هم باشد يا از آن هم بالاتر باشد ، وقتى كه اين‌طور شد ، بنده مدافع او نيستم . اما نسبت به آقاى رضا خان پهلوى . بنده نسبت به شخص ايشان عقيده‌مند هستم و ارادت دارم و در هر موقع آنچه به ايشان عرض كردم در خير ايشان و صلاح مملكت بوده و خودشان هم تصديق عرايض بنده را فرموده‌اند ، نه اينكه در حضور من فرموده باشند ، بلكه اشخاصى كه با ايشان خيلى مربوط بوده‌اند ، به آنها فرموده‌اند . ايشان يك مقامى دارند كه از من و امثال من هيچ ملاحظه ندارند . اگر يك فرمايشى بخواهند در غياب من بفرمايند در حضور من هم ممكن است بفرمايند . ولى احتياطا عرض مىكنم آن اشخاصى كه فرمايشات ايشان را به من فرموده‌اند حكايت از اين مىكرده كه خودشان هم دانسته‌اند كه عرايضى كه عرض كرده‌ام از روى نظريات شخصى نبوده و مبتنى بر مصالح مملكت و وطن‌خواهى بوده است كه از اين حيث ايشان به بنده معتقدند . اما اينكه ايشان يك خدماتى به مملكت كرده‌اند ، گمان نمىكنم بر احدى پوشيده باشد . وضعيت اين مملكت وضعيتى بود كه همه مىدانيم . اگر كسى مىخواست مسافرت كند اطمينان نداشت يا اگر كسى مالك بود امنيت نداشت و اگر يك دهى داشت بايستى چند نفر تفنگچى داشته باشد تا بتواند محصول خودش را حفظ كند . ولى ايشان از وقتى كه زمام امور مملكت را در دست گرفته‌اند يك خدماتى نسبت به امنيت مملكت كرده‌اند كه گمان نمىكنم بر كسى مستور باشد و البتّه بنده براى حفظ خودم و خانه و كسان و خويشان خودم مشتاق و مايل هستم كه شخص رئيس الوزرا ، رضا خان پهلوى نام ، در اين مملكت باشد ؛ براى اينكه من يك نفر آدمى هستم كه در اين مملكت امنيت و آسايش مىخواهم و در حقيقت از پرتو وجود ايشان ، در ظرف اين دوسه سال اين‌طور چيزها را داشته‌ايم و اوقاتمان صرف خير عمومى و منافع عامه شده و هيچ‌وقت ما در چيزهاى خصوصى وارد نشده‌ايم و به حمد الله از بركت وجود ايشان خيالمان راحت شده و مىخواهيم يك كارهاى اساسى بكنيم . اين هم راجع به آقاى رئيس الوزرا . اما راجع به اين موضوع بنده بايد عقيدهء خودم را